اجتماعی

نكاتي در رابطه با سیستم‏های اجتماعی

ما از نظر فلسفهء تاريخ، دو ديدگاه در مقابل خود داريم:

  1. هر اجتماع و جامعه‌اي را جمع جبري انسانهاي موجود در آن، ببينيم و خود آن اجتماع و جامعه را هم غنوده در خود و ارتباط آن را با دنياي خارج يك ارتباط صرفاً مكانيكي ارزيابي كنيم.
  2. هر اجتماع و جامعه‌اي واحدي است ارگانيك و در نتيجه زنده. ارتباطات دروني و بيروني آن، ارتباطات ارگانيك و حياتي هستند. من فكر ميكنم كه همهء رفقا جريان فكري دوم را قبول دارند. اگر چنين است، سؤالات زير مطرح مي‌شوند:1. آيا يك جامعهء مشخص سيستم بسته است يا سيستم باز؟ علت وجودي اين جامعه يا سيستم چيست؟
  3. عوامل نگهدارنده و تغيير دهندهء اين سيستم چه چيزهائي هستند؟bbb
  4. عوامل دروني و بيروني ضد اين سيستم چه هستند؟ جامعهء ايران از يك نظر، سيستمي است بسته. زيرا داراي مرزهاي معين جغرافيائي و محدودهء مشخص سياسي است. در عين حال داراي دولت مركزي، قوانين تدوين شده و مجريان مشخصي است. ارتشي هم اين مرز و محدوده را حفظ ميكند. از زاویه ديگر، جامعهء ايران، سيستمي است باز. با محيط اطرافش، يعني خارج از خود، داراي ارتباط فشرده و وسيعي است. عوامل نگهدارنده و تغيير دهندهء آن با جهان خارج‌اش مشترك است. (بورژوازي و پرولتاريا) و براي زنده ماندن احتياج گريز
Go to top

موفقیت در تلاش و کوشش است